ساعت : 6:12

سایت جامع اصناف (www.asnafnama.com)
صعود به رتبه اول موتورجستجوی گوگل با عضویت در سایت اصناف........ تلفن تماس جهت عضویت شما 09121463333
     

تاریخ : ۱۳۹۸/۳/۱

ثبت دامنه اختصاصی
دامنه مورد نظر خود را برای ثبت جستجو کنید
.www

جیمز باکانان دوک و داستان سیگار (سیگارت)


داستان سيگار (سيگارت)

سيگار کشنده ترين دست ساخته بشر در تمام قرون و اعصار است که تاکنون جان بيش از 200 ميليون نفر را گرفته است يعني بسيار بيش از آنچه که زمين تاکنون در جنگها تلفات انساني به خود ديده است.
سيگار حيات خود را به شکل نوين و صنعتي مرهون شخصي بنام جيمز باکانان دوک است.

جيمز باکانان دوک  ، مبدع توليد سيگار به شکل صنعتي

در سال 1880 ، هنگاميکه باکانان دوک 24 سال سن داشت ، گروه صنعتي کوچکي را مديريت ميکرد که سيگارهاي دست پيچ را در شهر کوچک دورهام سيتي در ايالت کاروليناي شمالي آمريکا توليد ميکردند.
2 سال بعد، فرصتي استثنايي به دوک رو کرد . در آن هنگام او با مکانيک جواني به نام جيمز بونساک آشنا شد که ادعا ميکرد ميتواند ماشيني مکانيکي براي توليد سيگارت توليد کند.
جيمز بونساک ، باکانان دوک را قانع کرد که سيگارت‌هاي توليدي در دستگاه، به خاطر تر و تميز بودن و شکل متقارنشان، خواهان زيادي دارند و بدينسان ماشين بونساک، صنعت سيگارت را متحول کرد.


جيمز بونساک ، مخترع دستگاه سيگار پيچ

اين ماشين سيگارت‌ها را يک‌اندازه بيرون مي‌داد و انتهاي سيگارت‌ها را براي خشک نشدن با مخلوطي از شکر، گليسرين و ملاس آغتشه ميکرد.
اما مهمترين موضوع ، بالا رفتن ميزان توليد بود زيرا پيش از آن  در هر شيفت کاري ، يک کارگر زن توانايي داشت 200 سيگارت را دست پيچ کند اما دستگاه جيمز بونساک ميتوانست در هر روز 120 هزار سيگارت بپيچد، که معادل يک پنجم کل مصرف آمريکا در آن زمان بود.
اما اين همه سيگارت را بايد کجا ميفروختند؟!
پاسخ در بازاريابي و تبليغات نهفته بود و اينجا بود که دوک با زيرکي، پشتيبان مالي مسابقات مختلف ميشد. او سيگارها را به رايگان به شرکت‌کنندگان در رقابت‌هاي زيبايي ميداد و يا در مجلات، تبليغ چاپ ميکرد.
باکانان دوک ، فقط در سال 1889، هشتصد هزار دلار صرف بازاريابي و تبليغ سيگار کرد(که چيزي حدود 30 ميليون دلار در اين روزها ميشود!)


جيمز بونساک در اين زمان حق اختراع دستگاهش را ثبت کرده بود، اما به خاطر تشکر از دوک براي حمايت‌هايش در توليد آن، براي او 30 درصد تخفيف قائل شد.
سيگارت‌هاي صنعتي او نسبت به سيگارهايي که با دست پيچيده ميشدند، اين توهم را ايجاد مي‌کردند که به خاطر عدم تماس با دست و بزاق انسان، بهداشتي‌تر و مدرن‌تر هستند، دوک از همين نکته در تبليغاتش استفاده مي‌کرد.
اما با اينکه در عرض 15 سال، تا سال 1900، ميزان مصرف سيگارت‌ها، چهار برابر شد، باز هم نسبت به تنباکويي که جويده مي‌شود يا به صورت پيپ و سيگار دست پيچي که مورد استفاده قرار ميگرفت،فروش سيگار او باز هم در اقليت بود.
در اين زمان دوک به اين فکر افتاد که روي سبک بودن (سنگين نبودن دود) و آساني استفاده از سيگارت‌ها مانور بدهد و استفاده از آنها را در جاهايي مثل رستوران‌ها باب کند.

البته ما امروز مي‌دانيم که سيگارت‌ها به هيچ عنوان سبک‌تر و به عبارت ديگر کم‌خطرتر از پيپ يا سيگار نيستند.
تا سال‌هاي دهه 1930 همراهي سيگارت و سرطان ريه مشخص نشده بود و رابطه علت و معلولي سيگارت و سرطان تا سال 1957 در انگليس و سال 1964 در آمريکا، ثابت نشده بود. در کمال تعجب، ‌تا پيش از اين زمان، تأثيرات مفيدي هم براي سيگارت‌ها قائل بودند و سيگارت‌ها حتي در دانشنامه‌هاي دارويي تا سال 1906 فهرست ميشدند و حتي پزشکان به بيماراني که سرفه داشتند، سرما خورده بودند يا مبتلا به سل شده بودند، مصرف سيگار را توصيه ميکردند.

تبليغ سيگار تحت عنوان : پيشنهاد شده توسط بيشتر پزشکان


در حدود سال‌هاي دهه 1900 يک جنبش ضد سيگار شکل گرفت، اما در آن زمان دغدغه بيشتر اخلاقيات بود تا سلامت.
در آن زمان افزايش مصرف سيگارت توسط زنان و کودکان، باعث نگراني هاي اخلاقي شده بود. به همين خاطر سيگارت در 16 ايالت آمريکا بين سال‌هاي 1890 تا 1927 ممنوع شد.
در دو سه دهه اول، قرن بيستم جامعه نگاه خوبي به زن‌هايي که سيگار مي کشيدند نداشت، براي تغيير اين نگاه، يکي از اعضاي خانواده فرويد به نام ادوارد برنيز، راهبرد جالبي پيش گرفت، او تصميم گرفت سيگار را نشان جنبش رهايي زنان در قرن جديد بکند، به همين خطر او  تعدادي از زنان جوان را استخدام کرد که تا در خيابان راه بروند و سيگار را طوري به دست بگيرند و دود کنند، انگار که مشعل آزادي شان را در دست دارند!

استفاده ابزاري از هنرپيشه ها در فيلمهاي سينمايي ، جهت تبليغ سيگار


در سال 1902، دوک شرکت دخانيات "بريتانيا-آمريکا" را بنياد نهاد که در آن سوي اقيانوس رقيب معتبري به نام دخانيات سلطنتي (royal smok) را داشت.
در اين زمان که يک دهه تا توليد خودروهاي فورد مدل تي باقي مانده بود، دوک براي نخستين بار محصولي توليد کرده بود که در سطح دنيا توزيع مي‌شد. در واقع روند جهاني‌سازي که ما آن را با مک‌دونالد و استارباکس مي‌شناسيم، سال‌ها و دهه‌ها پيش با دوک و سيگارت‌هايش تجربه شده بود. (اشاره نويسنده به توليد ماشين با استفاده از "خط توليد" است)

ميگويند که زماني باکانان دوک، روي نقشه کره زمين روي چين انگشت گذاشت و گفت: اينجا جايي است که ميتوانيم امپراتوري خود را بنا کنيم!
شخصي که او مأمور اين کار کرد، شخصي به نام جيمز توماس بود، او تا سال 1953 در چين ماند، تا آن زمان سهم شرکت دخانيات بريتانيا آمريکا، هيچگاه کمتر از پنجاه درصد نشد.
توماس هر سال پاداشي بين 60 هزار تا 100 هزار دلار ميگرفت که به پول امروز، چيزي بين 1,4 تا 2,3 ميليون دلار ميشود!
در واقع توماس نخستين غربي اي بود که شيوه چيني اقتصاد را که بر پايه شبکه‌سازي و کمک‌هاي متقابل بود، درک کرد
.

تبيلغ سيگار در چين

در آغاز، سيگارت‌ها به چين صادر مي شدند، ولي بزودي دستگاهها و خطوط توليد به چين منتقل شدند و اين شايد نخستين جلوه حرکت از تجارت استعماري به سوي روند کنوني جهاني سازي و شرکت‌هاي چندمليتي بود.
در حال حاضر، مصرف سيگارت‌ها در سطح دنيا همچنان در حال افزايش است، البته در کشورهاي توسعه‌يافته آمار مصرف سيگار، سير نزولي را نشان ميدهد. در کشورهاي در حال توسعه ميزان افزايش مصرف سيگار در سال 3,4 درصد است
سازمان بهداشت جهاني هشدار ميدهد که با وجود همه برنامه‌هاي پيشگيرانه، در عرض 30 سال گذشته، 100 ميليون نفر به خاطر بيماري هاي ناشي از مصرف دخانيات جان سپرده‌اند، يعني خيلي بيشتر مجموع تلفات از ايدز، سل، تصادفات رانندگي و خودکشي ها.


تبليغ سيگار در مجله دانشمند در سال 1351 شمسي


اما آيا ما بايد باک دوک را مقصر بدانيم؟ آخر هيچ کس با اجبار سيگاري نميشود و نميتوان با اين استدلال که ترک سيگار بعد از سيگاري شدن، دشوار است، او را مقصر دانست.
در مقاله‌اي که اخيرا در مجله کنترل دخانيات چاپ شده است، رابرت پروکتور نوشته است که همه کساني که در صنعت دخانيات هستند، به يک ميزان مقصر هستند، از گرافيست‌هايي که جلد سيگار را طراحي مي کنند تا کساني که در فروشگاه‌ها آن را مي فروشند و از آژانس‌هاي تبليغاتي گرفته تا صاحبان اصلي اين صنعت.
شايد بشود عليه صاحبان و توليدکنندگان کنوني دخانيات به خاطر اينکه عليرغم اطلاع از مضراتش، کاري عملي براي کاهش مصرف آن انجام نمي‌دهند، اقامه دعوي کرد، اما باک دوک که در سال 1925 درگذشت، شايد به خاطر عدم اطلاع از مضرات سيگار، مقصر نباشد، به گقته زندگي نامه‌نويس او، وي بسيار سخت‌کوش و عاشق کارش بود.
او بيشتر از 100 ميليون دلار به کالج ترينيتي در شهر دورهام اهدا کرد، اين کالج بعد از توسعه و تغيير نام، از سال 1924، دانشگاه دوک ناميده ميشود.


مجسمه دوک در مقابل دانشگاه دوک

اگر دوک در آن زمان نمي جنبيد، شخص فرصت‌طلب ديگري در آن هنگام، اين فکر به سرش ميزد، پس انتظار نداشته باشيد که اگر دوک‌ نبود، هم‌اکنون امريکايي ها تنباکو مي جويدند!
دوک شخصيتي خاکستري بود، او از سويي به خاطر دانش و شناختش از بازار، روانشناسي، سيستم قيمت‌گذاري و اهميت دادن به تبليغات نابغه بود و از سويي هم يک آدم شرير است ، چون با بازي با سلامت و جان انسانها ثروتمند شد.
  سايت جامع اصناف نما ، سايت آينده www.AsnafNama.com


تاریخ خبر : ۱۳۹۱/۱۲/۲۲
منبع : تحقيق و گرداوري مقاله